تالار گفتگوی علوم رفتاری

پرخاشگري

 
عکس دکتر سعيد محتشم
پرخاشگري
از دکتر سعيد محتشم در Wednesday، 27 November 2013، 9:00 AM
 

به نظر شما علل پرخاشگري چيست؟

عکس م‍ص‍طفي ش‍ه‍رآب‍ادي
در پاسخ به: پرخاشگري
از م‍ص‍طفي ش‍ه‍رآب‍ادي در Sunday، 15 December 2013، 6:16 PM
 

در متون روانشناسی پرخاشگری رفتاری تعریف شده که به قصد صدمه زدن (جسمی یا زبانی) به فردی دیگر یا نابود کردن دارایی دیگری صورت می‌گیرد. در معیارهای معروف در حقیقت به پیامد کوتاه پرخاشگری توجه شده است؛ یعنی ضرر رساندن به دیگران. در کتاب روانشناسی «کاپلان وسدوک» بسیاری از رفتارها با این‌که به آسیب جسمی منجر نشده اما پرخاشگرانه محسوب شده است. از جمله آن‌ها پرخاشگری کلامی، اعمال زور، مچ‌گیری، ارعاب و سبک‌های مدیریتی است که به پیامدهای عمدی دیگران از مصادیق بارز پرخاشگری است و نباید تاثیر این رفتارها را در عزت نفس و وضعیت اجتماعی دست‌کم گرفت. این نکته مهم قابل تذکر است که کاربرد برچسب پرخاشگر (aggressive) مستلزم این قضاوت است که خصومت و مخالفت زیربنای رفتار چنین شخصی باشد. در تعریف دیگری از دکتر حسن فلاح‌پور با عنوان پرخاشگری «از من تا جامعه من» آمده است که پرخاشگری رفتاری است که هدف آن صدمه زدن به خود یا دیگری است، نکته حائز اهمیت در این تعریف قصد و نیت رفتارکننده است. یعنی آسیب رسانیدن تصادفی به شخص دیگر پرخاشگری محسوب نمی‌شود. پرخاشگری دو نوع هدفی و وسیله‌ای است.

هیجان پرخاشگری 
در پرخاشگری هدفی، خود پرخاشگری هدف است و بیشتر با ایجاد درد و هیجان همراه است. پرخاشگری وسیله‌ای به علت خشم یا برای هیجان ایجاد نمی‌شود، بلکه هدف به دست آوردن پاداش مطلوب است نه آزار قربانی. وی عوامل موثر در ایجاد پرخاشگری را عوامل روانشناختی، اجتماعی، محیطی، موقعیتی و زیستی دانسته که در عوامل روانشناختی براساس نظریه فروید حاصل رفتارهایی است که از تنش نیروی بازدارنده عقل و شهوت ریشه می‌گیرد و با مکانیسم جابه‌جایی، نیروی خود را به سمت بیرون معطوف کرده و مبنای پرخاشگری بر ضد دیگران می‌شود و از دیدگاه لورنز در عوامل روانشناختی پرخاشگری از غریزه جنگ ریشه می‌گیرد که مشترک بین انسان و سایر ارگانیسم‌ها و غیرقابل اجتناب است و گاه خود به خود انجام می‌شود.

تاثیر عوامل اجتماعی 
عوامل اجتماعی هم از عوامل مهمی است که با دقت بسیار باید به آن توجه شود، زیرا زمینه‌ساز پرخاشگری در جامعه امروز ماست و نه فقط قابل آموزش، بلکه قابل پیشگیری و کنترل است. 
در این عامل پرخاشگری نوعی رفتار اجتماعی آموخته شده است که به وسیله تجربیات گذشته خود و با مشاهده دیگران فرا گرفته می‌شود. بررسی‌ها نشان می‌دهد که ناکامی قوی‌ترین ابزار منفردی است که انسان را به پرخاشگری وامی‌دارد. در کودکان، ناکامی واکنشی است به امتناع محیط از آنچه او خواسته است و به آن ارزش شخصی و واقعی داده و در بزرگسالان ناکامی واکنش فرد است در مقابل حقی که برای خود قائل و از آن محروم شده است و اینها بیشتر به دو عامل بستگی دارد. ابتدا شدت ناکامی و سپس ناکامی زمانی پرخاشگری را تسهیل می‌کند که فرد آن را ناموجه تلقی کند. 
حال سخن در این است که اگر شرایط واقعی برای فرد توجیه شود، امکان پرخاشگری کاهش می‌یابد و با توجه به این‌که رسانه‌ها همه فضای زندگی ما را فراگرفته‌اند و همه قصه‌گو و معلم و پدر و مادر کودکان و نوجوانان ما شده‌اند، می‌توانند با نقش‌پذیری موثر، مهار گسستگی، حساسیت‌زدایی و بیان واقعیت‌های اجتماعی و عرضه راهکارهای مقابله با ناکامی بر رفتار افراد تاثیر بگذارند و با طرح الگوهای مناسب نقش مهمی را در بهسازی جامعه ایفا کنند. از عوامل محیطی می‌توان به آلودگی هوا، آلودگی صوتی و ازدحام به وسیله افزایش تحریک‌پذیری افراد نام برد. از عوامل موقعیتی افزایش سطح برانگیختگی فیزیولوژیک می‌توان به شرکت در ورزش‌های شدید اشاره کرد. 
درد هم می‌تواند سائق پرخاشگری یا انگیزه صدمه یا آسیب رساندن به دیگران را بیدار کند. 
عوامل زیستی هم نکته‌ای مهم است. در برخی مطالعات دیده شده است که سطح پرخاشگری با میزان آندروژن مرتبط است همچنین پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند، سوءمصرف داروها و مواد هم می‌تواند به پرخاشگری منجر شود در افرادی که بهره‌هوشی کمی دارند، احتمال بروز پرخاشگری بیش از دیگران است. نقش خانواده به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی تاثیر بسزایی در شکل‌گیری رفتار افراد دارد. برخی عوامل خانوادگی که در شکل‌گیری رفتار فرد در خانواده تاثیرگذارند شامل نحوه برخورد والدین با کودک وجود الگوهای نامناسب مانند دیکتاتوری در خانواده، رشد مهارت‌های اجتماعی را محدود کرده و با توجه به هنجار تلقی شدن این رفتار پرخاشگرانه در خانواده، فرد در مقابل دیگران حالت دشمنی و خصومت نشان می‌دهد. 
تشویق رفتار پرخاشگرانه و اشتباه گرفتن پرخاشگری و جرأت ورزی به این صورت که اگر کودک در مقابل دیگران جواب تندی ندهد یا به همسال خود زور نگوید، ترسو یا ضعیف است. در حالی که جرأت‌ورزی دفاع از حقوق خود است نه زورگویی و پرخاشگری به دیگری!
تنبیه والدین عامل فزاینده و تقویت‌کننده پرخاشگری است، زیرا موجب خشم و به دنبال آن پرخاشگری بیشتر می‌شود و شخص تنبیه‌کننده الگوی نامناسبی است که آن را تقویت می‌کند. هر آنچه به عنوان عامل خانوادگی در ایجاد پرخاشگری بیان شده است، در سطح جامعه هم با تعبیر و تفسیرهای مرتبط با خود قابل تعمیم است.

عکس نجمه مهاجر
در پاسخ به: پرخاشگري
از نجمه مهاجر در Tuesday، 17 December 2013، 3:18 PM
 

پرخاشگري ( aggression ) عبارتست از رفتاري كه هدف آن صدمه زدن به خود يا به ديگري مي باشد در اين تعريف قصد و نيت فرد مهم است . يعني رفتاري پرخاشگري محسوب مي شود كه از روي قصد و عمد براي صدمه زدن به ديگري يا به خود انجام گرفته باشد .پرخاشگري به منظور توصيف محموعه اي از رفتارهاي برون ريزانه مورد استفاده قرار مي گيرد كه در همه آنها مشخصه ي تجاوز به حقوق افراد ديگر اجتماع و تأثير آزارنده ي اين رفتار مشترك است . اعمال پرخاشگرانه شامل رفتارهاي جسمي و كلامي پرخاشگري نظير تهديد كردن ، مشاجره ي لفظي و… همچنين ويراني دارايي است .

علل پرخاشگري چيست ؟

الف: علل شخصيتي:
شخصيت امكان پيش بيني آنچه را كه فرد در موقعيتي خاص انجام خواهد داد فراهم مي كند
با توجه به نظريات سزار لمبروزو جرم شناس و پدر مردم شناسي جنايي ايتاليا ميان نقص بدني از يك سو و جنايت از سوي ديگر رابطه نزديكي وجود دارد .
آيزنگ مدعي است كه بين ويژگيهاي شخصيتي چون برون گرايي و رفتار انحرافي رابطه وجود دارد فرد برونگرا ماجراجو و مغرور است ، سريعاً واكنش نشان مي دهد . تمايل به پرخاشگري دارد ، زود از كوره به در مي رود ، احساسات وي در كنترلش نيست . او بدون تأمل و انديشه عمل مي كند
سازمان رواني فرد به گونه اي است كه براي هر عامل تهديد كننده اي از خود واكنش نشان مي دهد و معمولاً يكي از رايج ترين واكنشها به نا امني ، پرخاشگري است همچنين ناكامي هسته مركزي شخصيت آدمي را مورد تعرض قرار داده و ويران مي كند .
نداشتن وضع روحي مطلوب به دليلي ابتلا به برخي بيماريهاي روحي و رواني بحرانهاي ناشي از دوره بلوغ و برخي خصوصيات رفتاري افراد از جمله اضطراب و هيجان ، احساس حقارت ، غرور و … موجب بروز پرخاشگري مي شود .
ب _ علل خانوادگي
سختگيري ها ، خشونت ها ، سرزنش ها و تحقيرهاي والدين مستبد اثرات مخرب و جبران ناپذيري بر روي ساختار شخصيتي كودكان و نوجوانان باقي مي گذارد و احساس بي كفايتي ، ترس و انزوا و گوشه گيري ، ناتواني در برقراري روابط عاطفي و اجتماعي ناسازگاري و پرخاشگري و … مي تواند زاييده چنين رفتارهاي ناسنجيده و نابخردانه والدين باشد .
بر اساس يك تحقيق 46 % بزهكاران جامعه ما در خانواده هاي بي قيد و بند زندگي مي كرده اند .در تحقيق ديگر 75 % پسران پرخاشگر از وجود پدر محروم بوده و يا الگوي فردي براي يادگيري نداشته اند . الگوهاي خانوادگي نيز بار فتار پرخاشگرانه ارتباط دارد .
ج _ علل آموزشگاهي :
پژوهش هاي انجام شده حاكي از ارتباط پرخاشگري با مشكلات يادگيري است …
پرخاشگري با پيشرفت تحصيلي ضعيف و ناكامي در مدرسه همراه مي باشد . پرخاشگري واكنش كلي نسبت به ناكامي است هر چند افراد هميشه پاسخهاي پرخاشگرانه آشكار از خود نشان نمي دهند و آنها را در وجود خود سركوب مي كنند . مثلاً پسري كه بوسيلة يكي از همكلاسان خود مورد اهانت قرار گرفته ، غالباً به طور فيزيكي به او حمله ور مي شود .
زد و خوردها و دعواهاي حياط مدرسه خود نشانه هايي از اين پرخاشگري ها است
د_ علل اجتماعي:
پرخاشگري ناشي از ناكامي هاي بنيادي يا يادگيري و مشاهدات محيطي است
تحقيقات بندورا ( 1973 ) نشان داده است كه پرخاشگري كاملاً جنبه تقليدي دارد و از راه مشاهده كسب مي شود .
طرد يا روشهاي انضباطي غلط در افزايش پرخاشگري نقش داشته اند
با توجه به فزوني پرخاشگري در جامعه صنعتي و شهري امروزي ، برخي براي توجيه اين پديده وسايل ارتباط جمعي را مسئول مي دانند زيرا فيلم ، مجله ، روزنامه ، كتاب ، تلويزيون ، ويدئو ، ماهواره حاوي تصاوير و و مطالبي است كه در ان اشاره به خشونت ، تهاجم و جنايت بسيار ديده مي شود .
يك تحقيق مهم در اين زمينه نشان داده است كه نه زندگي خانوادگي يك پسر ، نه عملكرد مدرسه اي و نه زمينه خانوادگي وي ، بلكه مقدار برنامه هاي خشن تلويزيوني كه در نه سالگي تماشا مي كرده است تنها و مهمترين عامل تعيين كننده ميزان پرخاشگر بودن او در 10 سال بعد يعني سن 19 سالگي بوده است .

علل‌ خشونت‌ و پرخاشگري‌ در كودكان‌ :

 الگوپذيري‌ كودكان‌ از والدين‌ 

يكي‌ از دلايل‌ بسيار مهم‌ پرخاشگري‌ در كودكان‌ يادگيري‌ است. يعني‌ كودكاني‌ كه‌ الگوهاي‌ رفتاري‌ پرخاشگرانه‌ داشته‌ اند، همانند الگوهاي‌ خود رفتار مي ‌كنند. چنانچه‌ پدر يا مادري‌ خلق ‌و خويي‌ عصباني‌ و پرخاشگر داشته‌ باشند، مسلماً فرزندشان‌ نيز پرخاشگر خواهد شد. اين‌ رفتار توسط‌ كودك‌ ياد گرفته‌ مي ‌شود. از آنجا كه‌ كودكان‌ با والدين‌ همانند سازي‌ مي ‌كنند، بنابراين‌ بسياري‌ از رفتارهاي‌ پدر و مادر ناخودآگاه‌ توسط‌ فرزندان‌ فرا گرفته‌ مي ‌شود. توضيح‌ اين‌ كه‌ فرايند همانند سازي‌ كاملاً ناخودآگاه‌ صورت‌ مي ‌پذيرد.

نكته‌ ديگر اين‌ كه‌ حتماً لازم‌ نيست‌ والدين‌ با خودِ كودك‌ پرخاشگري‌ كرده‌ باشند؛ چنانچه‌ او شاهد رفتارهاي‌ خشونت ‌بار پدر و مادر با افراد ديگر نيز باشد، اين‌ گونه‌ رفتار را فرامي‌ گيرد. بنابراين‌ كودكان‌ از طريق‌ مشاهده، رفتارهاي‌ والدين‌ را مي ‌آموزند.

بر اين‌ نكته‌ مي توان تأكيد کرد‌ كه‌ كودكان‌ با چشمان‌ خود مي ‌آموزند؛ يعني‌ آن‌ چه‌ را مشاهده‌ مي ‌كنند، ياد مي ‌گيرند؛ حتي‌ اگر آن‌ رفتار به‌ طور مستقيم‌ در مورد خود آنها صورت‌ نگيرد.

 كودكان‌ ناكام‌ پرخاشگر مي‌ شوند

ناکامی ‌ يكي‌ از مسائلي‌ است‌ كه‌ به‌ پرخاشگري‌ مي‌ انجامد. وقتي‌ كودك‌ به‌ هدف‌ خود دست‌ نيابد و ناكام‌ شود، يكي‌ از رفتارهايي‌ كه‌ از او سر مي‌ زند پرخاشگري‌ است.

 اضطراب‌ و پرخاشگري‌

كودكان‌ مضطرب‌ نمي ‌توانند كودكان‌ آرامي‌ باشند. آنها رفتارهايي‌ پرخاشگرانه‌ از خود بروز مي ‌دهند؛ البته‌ بلافاصله‌ پشيمان‌ مي ‌شوند و از والدين‌ خود عذرخواهي‌ مي‌ كنند. اگر از كودك‌ مضطرب‌ بپرسيم‌ كه‌ چرا پرخاش‌ مي‌ كني‌ و عصباني‌ هستي؛ خواهد گفت‌ نمي‌ دانم.؛ يا خواهد گفت‌ دست‌ خودم‌ نيست.

 پرخاشگري، نشانه‌اي‌ از تضادهاي‌ دروني‌

گاهي‌ كودكان‌ در دوگانگي‌ و تضادهاي‌ دروني‌ قرار مي‌ گيرند. يا بهتر بگوييم، گاهي‌ بر سر دو راهي‌هايي‌ گير مي ‌كنند و نمي‌ دانند كدام‌ راه‌ را انتخاب‌ كنند؛ و اين‌ حالت‌ آنها را دچار تعارض، اضطراب‌ و خشم‌ مي ‌كند. مثلاً كودكي‌ كه‌ دوست‌ دارد نزد مادرش‌ در منزل‌ بماند و از طرفي‌ وقتي‌ مي ‌بيند تمام‌ كودكان‌ به‌ مدرسه‌ مي‌ روند، همزمان‌ تمايل‌ به‌ مدرسه ‌رفتن‌ نيز دارد، دچار دوگانگي‌ مي ‌شود. به‌ كودكان‌ خود كمك‌ كنيم‌ كه‌ در دو راهي‌هاي‌ زندگي، مدتي‌ طولاني‌ قرار نگيرند. آنها بايستي‌ به ‌سرعت‌ و با دقت‌ درست ‌ترين‌ كار را انجام‌ دهند.

 پرخاشگري‌ و افسردگي‌

پرخاشگري‌ و کج خلقی  در كودكان‌ چنانچه‌ با علامت‌هاي‌ ديگر همراه‌ باشد، مي ‌تواند نشانه ‌اي‌ از افسردگي‌ باشد كه‌ در اين‌ صورت‌ لازم‌ است‌ شرايط‌ زندگي‌ كودك‌ تمام‌ و كمال‌ مورد بررسي‌ قرار گيرد.

 پرخاشگري؛ بيماري‌ها؛ مصرف‌ دارو

بعضي‌ از بيماري‌ها به‌ مصرف‌ دارو نياز دارد و ممكن‌ است‌ از عوارض‌ جانبي‌ داروها كج ‌خلقي‌ و رفتارهايي‌ باشد كه‌ خشونت‌ را برمي‌ انگيزند.

خشونت‌ و مدرسه‌                                                                                        

     گاهي‌ كودكان‌ در مدرسه‌ قرباني‌ خشونت‌ مي ‌شوند؛ و اين‌ قرباني‌ شدن‌ باعث‌ مي ‌شود كه‌ خود آنها نيز عامل‌ خشونت‌ شوند.عواملي‌ كه‌ به‌ خشونت‌ در مدرسه‌ مي ‌انجامند، عبارت اند از

-وقتي‌ كودكي‌ توسط‌ دانش‌ آموزان‌ ديگر مورد تمسخر قرار گيرد                                

وقتي‌ كودكي‌ توسط‌ دانش ‌آموزان‌ ديگر كتك‌ بخورد و قادر به‌ دفاع‌ از خود نباشد.                            

 وقتي‌ كودكي‌ هميشه‌ از مشاجرات‌ فرار مي‌ كند و حتي‌ در مواقعي‌ به‌ گريه‌ متوسل‌ مي ‌شود          

 وقتي‌ كودكي‌ مرتب‌ اشيا، وسايل‌ و پول‌ خود را گم‌ مي ‌كند                     

 وقتي‌ كودك‌ از لحاظ‌ ظاهري‌ (پارگي‌ لباس‌ و يا نامناسب ‌بودن‌ آن) مورد تمسخر قرار مي‌ گيرد.   

 خجالتي ‌بودن‌ و سكوت‌ مكرر در كلاس                                                                      

 افت‌ تحصيلي، افسردگي‌ و ناراحت ‌بودن.

اين‌ عوامل‌ كودك‌ را قرباني‌ خشونت‌ ديگران‌ مي ‌كند و خود كودك‌ نيز عامل‌ خشونت‌ مي ‌شود و رفتارهاي‌ پرخاشگرانه‌ از او سر خواهد زد

 

 .

عکس ملیحه مرادی
در پاسخ به: پرخاشگري
از ملیحه مرادی در Tuesday، 17 December 2013، 7:35 PM
 

تعریف‌ پرخاشگری‌

پرخاشگری‌ یک‌ نوع‌ رفتاری‌ است‌ که‌ از خشم‌ و عصبانیت‌ نشأت‌ می ‌گیرد.این‌ رفتار را می ‌توان‌ به‌ دو گروه‌ تقسیم‌ بندی‌ کرد:
پرخاشگری‌ خصمانه؛ رفتاری‌ است‌ که‌ به‌ منظور صدمه‌ و آزار رساندن‌ به‌ دیگری‌ یا دیگران‌ ابراز