تالار گفتگوی علوم رفتاری

علل گرایش به اعتیاد ؟

 
عکس دکتر سعيد محتشم
علل گرایش به اعتیاد ؟
از دکتر سعيد محتشم در Sunday، 27 October 2013، 2:06 PM
 

از نظر شما علل گرایش به اعتیاد و مواد افیونی چیست ؟

عکس ه‍م‍ا حيدري
در پاسخ به: علل گرایش به اعتیاد ؟
از ه‍م‍ا حيدري در Tuesday، 5 November 2013، 9:56 AM
 

در کتاب آسیب شناسی روانی نوشته کرینگ و دیویسون و نیل فصلی تحت عنوان علت شناسی اختلالات مربوط به مواد موجود میباشد که علل گرایش به مواد را شامل:

1-کسب نگرش مثبت به سیگار کشیدن و امتحان کردن توتون رابطه محکمی با سیگار کشیدن سایر اعضای خانواده دارد(رابینسون و همکاران1997)

2-قشر فرونتال که با قضاوت، نوجویی و کنترل تکانه مرتبط است در زمانی که نوجوانان شروع به امتحان کردن مواد مخدر و الکل میکنند هنوز در حال رشد و دگرگونی است.

3- عوامل خانوادگی نیز مهم است.برای مثال مواجهه با مصرف الکل توسط والدین احتمال مشروب خواری فرزندان را بیشتر میکند(هاوکینز و همکران1997)

4-مطالعه دیگری نشان داد که داشتن دوستان سیگاری سیگار کشیدن در آینده را بیش بینی میکند.(کلبن و همکاران1997)

5-تحلیلی در باره میزان مصرف در 17 کشور ،بین1970و1983،نقش تبلیغات در افزایش مصرف الکل را تایید میکند.

6- یکی از انگیزه های روانشناختی اصلی برای مصرف داروها،تغییردادن خلق است.

7-الکل پردازش شناختی را ضعیف میکند و توجه خود را بیشتر به نشانه هایی که به طور آنی در دسترس هستندمحدود میکند که به نزدیک بینی الکلی منجر میشود(استیل و ژوزفر1990)

8- تمام اعضای یک فرهنگ،مصرف کنندگان شدید نیستند وتمام کسانی که دچار فشار روانیند اندازه مصرف دارو را افزایش نمیدهند.شخصیت و سایر تفاوتهای فردی میتوانند به تبیین این موضوع کمک کنند. 

عکس م‍ليح‍ه‌ وکيلي اح‍راري رودي
در پاسخ به: علل گرایش به اعتیاد ؟
از م‍ليح‍ه‌ وکيلي اح‍راري رودي در Tuesday، 5 November 2013، 8:35 PM
 

علل گرایش به اعتیاد را می توان در سه قلمرو فردی، خانوادگی و اجتماعی مطرح كرد:
۱) علل فردی
بسیاری از روان شناسان علل رفتارهای انحرافی را بر حسب نقص شخصیت فرد كجرو توجیه می كنند و بر این باورند كه برخی از گونه های شخصیت، بیشتر از گونه های دیگر، گرایش به تبهكاری و ارتكاب جرم دارند. علل فردی گرایش به اعتیاد بیشتر بر مبنای نظری دیدگاه های روان شناختی متكی می باشند.
با دانستن عواملی كه فرد را در معرض خطر اعتیاد قرار می دهند، می توان افراد در معرض خطر را شناسایی كرد و برای پیشگیری از ابتلای آنان به اعتیاد، برنامه ریزی های دقیق و مؤثر انجام داد.
الف) مشكلات روانی:
گروهی از افراد كه بعضاً ضعیف النفس هستند، قدرت مقابله با مشكلات و ناكامی ها را ندارند و اعتیاد را راه نجات خود تلقّی می كنند; برای رهایی از ناراحتی ها، فشارهای روانی، بی اعتمادی به خویشتن و رفع هیجانات درونی در جستوجوی پناهگاهی امن، به مواد مخدّر و یا مصرف داروهای روان گردان پناه می برند. این افراد فكر می كنند كه با مصرف مواد از گرفتاری های زندگی رهایی می یابند و دنیا را به نحو دیگری مشاهده می كنند; زیرا حالت تخدیری دارو و مواد مخدّر سبب می شود كه تا مدتی فرد معتاد نسبت به مسائل، مشكلات و واقعیت های زندگی بی تفاوت باشد. همین فرار از زیر بار مشكلات فردی، عامل عمده برای كشش افراد به طرف مواد مخدّر است.۱۸
یك دسته از افرادی كه بیشتر در معرض اعتیاد به مواد مخدّر قرار می گیرند افراد افسرده هستند. به عقیده برژه افسردگان بیشترین و مهم ترین بخش معتادان را تشكیل می دهند. افراد افسرده ضعف روانی دارند و به نوعی احساس خلأ شخصیتی می كنند. آن ها به تصور خودشان، توان لذت بردن از دنیا را ندارند، همواره احساس ناتوانی و خستگی می كنند و خود را تهی از هرگونه توان و احساس مطلوب می دانند. به عقیده سیدنی كوهن، چنین افرادی ممكن است با مصرف مواد در جستوجوی جادویی برآیند كه به دردهایشان پایان بخشد و خلأهایی را كه در خودشان احساس می كنند رفع و نقص شخصیتشان را برطرف كنند.۱۹
ب) كنجكاوی:
عده ای با شركت در مجالس دوستانه زمانی كه می بینند دیگران از مواد مخدّر استفاده می كنند حس كنجكاوی در آن ها تحریك شده، به مصرف مواد گرایش پیدا می كنند. این امر منجر به مهیا شدن زمینه اعتیاد در فرد می شود; زیرا ممكن است با اولین مرتبه استفاده در فرد احساس مثبتی ایجاد گردد و باعث تكرار این عمل شود. البته آن ها غافل از این هستند كه این نوع لذت ها زودگذر و خانمانسوز می باشند.
دسته ای از افراد نیز برای كنجكاوی و ارزیابی خودشان با تصور اینكه با یكبار مصرف معتاد نمی شوند، و گاهی حتی برای اینكه قدرت خودشان را به دیگران ابراز دارند به مصرف مواد مخدّر تن می دهند. احتمال معتاد شدن این افراد نیز بسیار است.
ج) ضعف اراده:
اراده عامل حركت فرد می باشد. پس باید با منطق و شرع همسان باشد و با استفاده از تربیت و آموزش صحیح تقویت شود. فردی كه با مشاهده یك عمل خلاف شرع و موازین اجتماعی با قاطعیت تمام در مقابل آن ایستادگی می نماید، از خود تزلزلی نشان نمی دهد و هدف خود را در زندگی به طور قطعی انتخاب می كند دارای اراده ای قوی می باشد. اما اگر فرد دچار اراده ضعیف بوده و برنامه خاصی برای زندگی خود نداشته باشد، اولا، دچار نوعی سردرگمی و خستگی روحی می شود و ثانیاً، ممكن است در مقابل هر انحرافی پاسخ مثبت دهد. در این صورت، نه تنها شخص نمی تواند مانع انحراف دیگران شود، بلكه خود نیز دچار انحراف می گردد. این مسئله دراعتیاد فرد اهمیت بسزایی دارد.
د) رهایی از زندگی عادی:
تقریباً انجام هر كاری بدون توجه به باورهای ذهنی و نیروهای درونی شخص انجام دهنده غیرممكن است. زمانی كه یك تبدّل به مفهوم دقیق كلمه در خاستگاه فلسفی ذهنی صورت می گیرد، باور روانی و انگیزه ای، كه از آن گرایش به مواد مخدّر تعبیر می كنیم، ایجاد می شود. فرد دایم مشكلات و موقعیت خود را ارزیابی و داوری می كند. این داوری نوعاً شخصی بوده و بر اساس دانش و فرهنگ تربیتی و فكری شخص داوری كننده صورت می پذیرد. حقیقت آن است كه اعتیاد، همچنان كه از نامش پیداست، اگرچه خود، صورت عادت دارد، اما برای شكستن یك عادت دیگر انجام می گیرد.
یكی از بارزترین علل گرایش به مصرف مواد مخدّر در جوامع صنعتی پیشرفته شكستن عادت ناشی از حیات عادی فردی است كه در بستر زمان، صورت تكرار ملال آور به خود می گیرد.
بر اساس آماری كه به دست آمده، قریب هشتصد هزار نفر از معتادان (از جمع دو میلیون نفر)، معتادان تفنّنی هستند كه متأسفانه آمار سرآمدان علم و دانش در این طبقه زیاد می باشد.۲۰هـ) انگیزه های درمانی:
یكی از علل مصرف مواد مخدّر جنبه های درمانیحقیقت آن است كه در بسیاری از موارد پرداختن و گرایش به مواد مخدّر، در آغاز، جنبه مداوا داشته و سپس در بستر زمان به اعتیاد بدل گردیده است. شیوع مواد مخدّر در روستاها نوعاً با انگیزه درمانی صورت می پذیرد. در این بخش استفاده از مواد مخدّر برای رسیدن به تعادل جسمی است.۲۱ در برخی از روستاها برای تسكین درد كمر، درد دندان، درد گوش و مانند آن از تریاك استفاد می كنند.
و) شخصیت متزلزل:
آلپورت در تعریف خود از شخصیت می گوید: «شخصیت سازمانی است پویا از نظام های روانی ـ جسمانی در درون فرد كه سبب سازگاری های بی همتا و بی نظیر او با محیط می شود.»۲۲
بین شخصیت و اعتیاد رابطه ای متقابل وجود دارد، به نحوی كه فرد به علت وضع خاص شخصیتی و نیازها، شكست ها، ناتوانی در برخورد با مسائل و ناكامی در زندگی، عدم ثبات عاطفی و ملایمات دیگر، به اعتیاد روی می آورد. از سوی دیگر، اعتیاد به نوبه خود منجر به از بین رفتن تعادل روانی و هیجانی شخص می شود. بدین سان، بین اعتیاد و شخصیت فرد دور باطلی ایجاد می شود كه مبارزه با آن مستلزم تغییر شرایط بیرونی و درونی، یعنی ایجاد اراده و روحیه ای قوی و آسیب ناپذیر است. شناخت شخصیت و ویژگی های رفتاری معتادان به منظور مبارزه با اعتیاد و نیز پیشگیری و درمان آن، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.۲۳
برخی از اختلالات مربوط به شخصیت كه منجر به شكل گیری و ایجاد زمینه انحرافات اجتماعیو گرایش فرد به اعتیاد می شود عبارتند از: شخصیت «پارانویایی» و «شخصیت ضد اجتماعی».
ویژگی های خاص شخصیت «پارانویایی» این است كه این افراد اعمال دیگران را تحقیرآمیز یا تهدیدآمیز تفسیر می كنند; به دیگران اعتماد ندارند و روابط اجتماعی آن ها در اثر همین بی اعتمادی مختل شده است. این افراد خود بزرگ بین هستند و به دیگران ظلم و ستم می كنند.
ضعف «شخصیت ضداجتماعی» نوعی به هم ریختگی ارتباط میان انسان و جامعه است. این افراد نسبت به هنجارها و مقرّرات اجتماعی بی اعتنا و بی تفاوت هستند و سعی می كنند به هر نحو كه شده به هوا و هوس خود پااز نشانه ها و ویژگی های شخصیت ضد اجتماعی می توان به خودمحوری، فقدان احساس گناه و فریبندگی سطحی و ظاهری اشاره كردسخ دهند. این افراد ارزش های اخلاقی را پایمال می كنند و به علت جستوجوی لذت و نیز ضعف اراده به آسانی گرفتار مواد میشوند.

۲) علل خانوادگی
 كمبود محبت در خانواده
▪ افراط در محبّت
▪ تبعیض بین فرزندان
 محدود كردن فرزندان
▪ اعتیاد یكی از اعضای خانواده:
▪ رفاه اقتصادی خانواده
. بی سوادی یا كم سوادی والدین 

▪ فقر خانواده
▪ ستیزه والدین
علل اجتماعی:

دسترسی آسان به مواد مخدر

 
 
 

بیكاری واعتیاد

نابرابری های اقتصادی و اجتماعی

نقش محیط جغرافیایی و محل سكونت

نقش دوستان ناباب

عکس س‍ان‍از زن‍گ‍ويي م‍ف‍رد
در پاسخ به: علل گرایش به اعتیاد ؟
از س‍ان‍از زن‍گ‍ويي م‍ف‍رد در Wednesday، 6 November 2013، 8:33 AM
 

علل گرايش افراد به مواد اعتيادآور موارد متعددي است كه مي‌توان آن‌ها را در چهار بخش عمده و اساسي تقسيم بندي كرد. هر يك از اين عوامل مي‌تواند به تنهايي نقش بسيار زيادي در ميزان گرايش افراد به سوء مصرف مواد اعتياد آور در بين اقشار مختلف جامعه داشته باشد، البته ممكن است عوامل ديگري همچون عوامل فرهنگي نيز در اين مسئله دخيل باشند.

عوامل جغرافيايي، اجتماعي، خانوادگي و فردي چهار عامل اصلي گرايش به مواد اعتياد آوراست.

در عامل جغرافيايي، همواره قرار گرفتن ايران در مجاورت بزرگ‌ترين كانون توليد مواد مخدر جهان به عنوان يكي از مهم‌ترين تهديدها در حوزه امنيت ملي مطرح بوده است و جنگ، مهاجرت، آوارگي و بي‌خانماني‌هاي حاصل از جنگ‌هاي داخلي كشورهاي همسايه به خصوص افغانستان، نيز اين عوامل را تشديد كرده است.

مهاجرت از روستا به شهر از عوامل "اجتماعي" اعتياد است 

از مهمترين عوامل اجتماعي كه در اعتياد نقش دارد، مي‌توان به مهاجرت از روستا به شهر و قرار گرفتن در محيطي جديد به خصوص نقاط آلوده شهرها اشاره كرد، چرا كه اين مسئله منجر به دسترسي آسان افراد به مواد مخدر مي‌شود.
ساير معضل‌هاي "اقتصادي" اعم از فقر و بيكاري در كنار كم‌توجهي به نيازهاي جوانان، دانش‌آموزان و دانشجويان و نداشتن برنامه‌ريزي مناسب براي اوقات فراغت آنها از سوي دستگاه‌هاي متولي و خانواده‌‌ها، بخشي از عوامل اجتماعي و فرهنگي گرايش افراد به خصوص جوانان به اعتياد و سوء مصرف مواد مخدر است.

عوامل "خانوادگي" بعد از علت‌هاي فردي بيشترين علت در گرايش افراد به اعتياد است
عوامل خانوادگي بعد از علت‌هاي فردي بيشترين علت در گرايش افراد به اعتياد است. خانواده به عنوان اولين محيطي كه فرد در آن به هويت خود پي مي‌برد و نقش‌هاي متفاوتي را در آن كسب مي‌كند، بيشترين سهم در گرايش افراد به اعتياد را به خود اختصاص مي‌هد.
بر اين اساس، مهمترين نمونه‌هاي خانوادگي موثر در گرايش فرد به اعتياد را مي‌توان خانواده از هم گسيخته جشتجو كرد، چرا كه اگر خانواده انسجام كافي نداشته باشد و جايگاه افراد متناسب با شخصيت و وظايف‌شان نباشد، اغلب، آسيب‌هاي جبران ناپذيري بر پيكر خانواده وارد مي‌آيد كه اعتياد يكي از ثمرات آن است.
گفتني است، مهم‌ترين عوامل از هم گسيختگي خانواده‌ها، غيبت طولاني پدر و مادر،‌ مرگ يكي از اعضاي خانواده، متاركه پدر و مادر، مشاجره و دعواهاي خانوادگي، خانواده سخت‌گير، از ديگر علت‌هاي خانوادگي گرايش فرد به اعتياد، سخت‌گيري بيش از حد در خانواده‌ها و بروز رفتارهاي وسواسي در جنبه‌هاي مختلف زندگي از سوي والدين است.
داشتن تضادهاي فكري ميان پدر و مادر و فرزندان،‌ عدم توجه والدين به خواسته‌هاي منطقي و صحيح فرزندان، تحقير فرزندان، پرخاشگري و تندخويي بي‌مورد والدين نسبت به فرزندان نيز به اعتياد جوانان ختم مي‌شود.

سهل‌گيري يا آسان‌گيري بيش از حد در خانواده‌ها نيز يكي از ديگر عوامل خانوادگي اعتياد به شمار مي‌آيد كه سبب گرايش فرد به سوء مصرف مواد مخدر مي‌شود.
از مهمترين عواملي كه باعث آسان‌گيري خانواده‌ها نسبت به فرزندان مي‌شود، مشغله پدر يا مادر يا يكي از آن دو،‌ وجود ضعف‌هاي شخصيتي در والدين، عدم نظارت والدين بر دوستان و معاشرين فرزندان، نداشتن آگاهي والدين از رفتارهاي پرخطر و منجر به اعتياد است.

ناتواني در "نه" گفتن به ساير افراد و شكست‌هاي روحي و عاطفي از عوامل فردي اعتياد است

در بين عوامل گرايش فرد به مواد اعتياد آور، علت‌هاي فردي يكي ديگر از عوامل موثر در گرايش فرد به سمت اعتياد است. از مهمترين اين عوامل مي‌توان به شكست‌هاي روحي و عاطفي، انواع اختلال‌هاي شخصيتي و بيماري‌هاي رواني، ناتواني در نه گفتن به ساير افراد، غرور كاذب يا خود كم بيني و لج بازي، كنجكاوي و كسب لذت‌هاي غير معقول، مطرود بودن شخصيت معتاد اشاره كرد.

عکس نوید قدسی نیک
در پاسخ به: علل گرایش به اعتیاد ؟
از نوید قدسی نیک در Saturday، 9 November 2013، 2:11 PM
 

۱- جستجوی پناهگاه 

۲- دوستان ناسالم.

۳- کام جویی در عالم خیال 
۴- بیکاری و اشتغال کاذب
۵- سابقه اعتیاد در خانواده
۶- کنجکاوی و حساسیت دوران بلوغ
۷- محرومیت در خانه وخانواده
۸- آزادی بیش از حد
۹- فقدان ایمان ودرک فضائل انسانی
۱۰- محیط مساعد
۱۱- خانواده از هم پاشیده و متزلزل

بدین ترتیب، عواملی که موجب اعتیاد می گردند عبارتند از :
۱- کمبود اعتماد به نفس 

۲- ناراحتی روانی

۳- درد یا بیماری جسمی مزمن 

عواملی که مربوط به شرایط فرد ومحیط خارجی است :
۱-
 عوامل مخاطره امیز فردی
الف : دوره نوجوانی : مخاطره آمیزترین دوران زندگی از نظر شروع به مصرف مواد مخدر دوره نوجوانی- دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی و کسب هویت فردی و اجتماعی- به شمار میآید.

ب : صفات شخصیتی : عوامل مختلف شخصیتی با مصرف مواد ارتباط دارند وبرخی از صفات پیش بینی کننده احتمال اعتیاد هستند از جمله عدم پذیرش ارزش های نسبی و رایج، مقاومت در مقابل منابع قدرت، نیاز شدید به استقلال، صفات ضد اجتماعی، پرخاشگری شدید، احساس فقدان کنترل بر زندگی خود، اعتماد به نفس پایین، فقدان مهارت های اجتماعی و انضباطی .

ج: اختلالات روانی : در ۷۰ درصد موارد اعتیاد با اختلالات دیگر روانپزشکی نیز همراه است .

د – نگرش مثبت به مواد مخدر : افرادی که نگرشی مثبت یا خنثی به مواد مخدر دارند بیش از کسانی که دیدگاهشان منفی است در خطر اعتیاد قرار دارند مانند کسانی که از این مواد جهت کسب بزرگی، رفع دردهای جسمی و خستگی و کسب آرامش روانی استفاده می کنند .

۲- عوامل مخاطره آمیز محیطی :
الف – خانواده : خانواده اولین مکان رشد شخصیت ، تشکیل باورها و کسب الگوهای رفتاری برای فرد است از این رو، ناآگاهی والدین، ارتباط ضعیف والدین با فرزندان، فقدان انضباط در خانواده، خانواده متشنج یا آشفته و از هم گسیخته از نقش بسزایی در گرایش به مواد مخدر برخوردارند.

ب – دوستان : در ۶۰ درصد موارد اولین مصرف مواد به دنبال تعارف دوستان رخ می دهد چنانکه که ارتباط ودوستی با همسالان مبتلا به سوء مصرف مواد عامل مستعد کننده مهمی برای ابتلای نوجوانان به اعتیاد به شمار می آید و مصرف کنندگان این مواد برای گرفتن تائیدی جهت رفتار خود از دوستان سعی می کنند آنان را نیز به این عمل وادار نمایند .

۳- عوامل مخاطره آمیز اجتماعی
الف – فقدان قوانین و مقررات جدی بر ضد خرید و فروش حمل و مصرف مواد مخدر موجب وفور و ارزانی آن می شود .

ب – مصرف مواد به عنوان یک هنجار اجتماعی : در جوامعی که مصرف مواد نه تنها ضد ارزش تلقی نم یشود بلکه جزئی از آداب و سنن جامعه و یا نشان تمدن و تشخص و وسیله احترام و پذیرایی است به فراگیر شدن آن خواهد انجامید .

ج – کمبود امکانات فرهنگی ، ورزشی ،تفریحی : کمبود امکانات لازم برای ارضای نیازهای طبیعی ، روانی و اجتماعی نوجوانان و جوانان از قبیل کنجکاوی، تنوع طلبی، هیجان ، ماجرا جویی و … به گسترش استعمال این مواد کمک خواهد کرد .

د- عدم دسترسی به سیتسم های خدماتی ، حمایتی ، مشاوره ای و درمانی :
فقدان امکانات لازم و عدم دسترسی به خدماتی که در چنین مواقعی بتوان فرد را از نظر روانی مالی ، شغلی ، بهداشتی و اجتماعی حمایت نمود به افزایش گستره این مواد منجر خواهد شد .

هـ -توسعه صنعتی جامعه ، فقدان مهارت کافی ، کمبود فرصت های شغلی و محرومیت اقتصادی : توسعه صنعتی ، جوامع را به سمت شهری شدن و مهاجرت از روستاها به شهرها سوق می دهد .
مهاجرت باعث می شود تا فرد با موانع جدیدی برخورد نماید و در صورت ناکامی و ناآگاهی به مصرف این گونه مواد روی آورد .

عکس محمد علیپور
در پاسخ به: علل گرایش به اعتیاد ؟
از محمد علیپور در Saturday، 9 November 2013، 2:45 PM
 

در ذیل به برخی عوامل زمینه ساز گرایش فرد به اعتیاد در خانواده اشاره می گردد:
الف. کمبود محبت در خانواده: بسیاری از صاحب نظران در مسئله بزهکاری، کمبود محبت و ضعف عاطفی را ریشه اصلی جرم و انحراف دانسته اند. تحقیقی از غرب درباره بزهکاران نشان داده است که 91 درصد مجرمان در ارتباط با جرم به نحوی دچار مشکل عاطفی بوده اند. 
فرد در خانواده زمانی که نیازهای عاطفی اش برآورده نشود، مجبور می شود دست نیاز به سوی دیگران دراز نماید. در این زمان است که شکارچیان از این موقعیت ها سوء استفاده می کنند و با ارتباط عاطفی دروغین افراد را به سوی انحراف می کشانند.
ب. افراط در محبّت: زیاده روی در محبت نیز خود مانند کمبود محبت اثر منفی بر تربیت فرزندان دارد، به نحوی که فرزند همیشه متکی به پدر و مادر می باشد و هیچ گاه احساس استقلال و بزرگمنشی نخواهد کرد. زمانی که چنین فردی وارد جامعه شود و در این موقعیت از محبت های پدر و مادر به دور باشد، احساس کینه و عقده جویی می نماید و برای جبران این مسئله دست به هر خلافی خواهد زد.
ج. تبعیض بین فرزندان: این مسئله نیز یکی دیگر از مواردی است که فرد در خانواده احساس حقارت و حسادت می نماید. توجه نکردن به این امر خود می تواند زمینه اعتیاد در اعضای خانواده را ایجاد نماید.
د. محدود کردن فرزندان: همان گونه که آزادی بی حد و حصر منجر به گرایش فرد به انحرافات اجتماعی می شود، محدود بودن نیز می تواند عامل گرایش فرد به انحرافات اجتماعی باشد; زیرا از سویی، محدود بودن منجر به فعال شدن حس کنجکاوی فرد و از سوی دیگر، منجر به بروز مشکلات عاطفی می شود. کنترل بیش از حدّ فرزندان سبب می شود که فرد وابسته به کنترل خارجی (زور) باشد; یعنی تا زمانی که از طریق اعمال زور رفتارش تحت کنترل است دست به عمل منحرفانه نمی زند، اما به محض اینکه کنترل والدین ضعیف شود و یا والدین به دلیل اشتغالات فرصت کنترل را نداشته باشند، خود را رها می یابد و به رفتارهای انحراف آمیز روی می آورد; زیرا از کودکی حس کنترل درونی (وجدان) او خاموش بوده و همیشه به کنترل خارجی و احتمالا زور وابسته بوده است.
هـ. اعتیاد یکی از اعضای خانواده: افرادی که در خانواده های معتاد زندگی می کنند، ترس و قبح معتاد شدن برایشان از بین رفته است و عادی شدن مصرف مواد در خانواده موجب سهولت گرایش دیگر اعضا به مصرف مواد مخدر می شود.
اگر پدر و مادر در خانواده معتاد باشند اعتیاد آن ها از یک سو، کنترل و تسلط آن ها را بر فرزندان کاهش می دهد و از سوی دیگر، عامل انتقال این عادت به فرزندان می شود. البته گاهی اوقات برخی فرزندان به دلیل انزجار از رفتار پدر و مادر و عبرت گرفتن از آن ها، از این صفت دوری می جویند، اما چنین والدینی در گرایش به اعتیاد فرزندانشان نقش مؤثر دارند.
نتایج تحقیقات نشان می دهند که بسیاری از معتادان در خانواده، افراد معتاد، از قبیل پدر، مادر، پدربزرگ و... داشته اند.
و. رفاه اقتصادی خانواده: در خانواده هایی که رفاه و درآمد اقتصادی زیاد است، روابط انسانی بر اثر کثرت کار و یا سرگرمی ضعیف می گردد. ضعف روابط انسانی نیز به نوبه خود عامل مساعدی برای کشش فرد به مواد مخدر است. بهترین دلیل این مدعا افزایش روزانه درصد معتادان در جوامع صنعتی غرب است که با رشد صنعت، روابط انسانی ضعیف تر می گردد.
همچنین افرادی که درآمد بیش از حد دارند موقعیت و زمینه مساعدتری برای شرکت در کلوپ های شبانه و یا تفریحات متنوع در داخل یا خارج از کشور دارند و بدیهی است که این قبیل امکانات و تفریحات، زمینه را هم برای مصرف و هم برای فروش مواد مخدر بسیار مساعد می نماید.
«خداوند در قرآن کریم، رفاه طلبی و "اتراف" را به شدت مورد حمله و نکوهش قرار می دهد و آن را عامل مستقیم در ایجاد طغیان، فساد و ظلم و کژی ها معرفی می نماید. همچنین در متون دینی آمده است که رفاه طلبی و زندگی مرفّهانه سبب طغیان در برابر خداوند، سیطره شهوات بر انسان، همراهی با ظالمان، فاسقان و کافران، لذت گرایی، غرق شدن در کامیابی ها و نیز اقدام به کجروی ها می شود. پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در فرازی می فرمایند: من از ثروت بیش از حد، بیش از فقر برای شما هراسان هستم و آن را موجب هلاکت و سقوط می دانم، و نیز امام علی(علیه السلام) فزونی ثروت را مایه هلاکت، طغیان و فنا دانسته است.»
ز. بی سوادی یا کم سوادی والدین: تحصیلات پایین یا بی سوادی نقش مهمی در فرهنگ عمومی جامعه و همچنین در حریم خانواده و تربیت فرزندان دارد. بی سوادی و کم سوادی عامل بسیاری از مسائل، مشکلات، نارسایی های اجتماعی و انحرافات است. روشن است که پدر و مادر باسواد بسیار بهتر و با دید باز نسبت به دنیای پیرامون، مسائل و مشکلات خانواده را حل می کنند. والدین تحصیل کرده با روش های علمی و منطقی می توانند فرزندان را کنترل نمایند. آنان اغلب به دلیل آگاهی و شناخت مسائل و نیاز زندگی خود، شرایط مادی و معنوی و عاطفی مناسبی را برای فرزندان ایجاد می کنند. حال آنکه، بی سوادی والدین منجر به مسائلی از قبیل: روش های غیرمنطقی در تربیت فرزندان، پی نبردن به نیازهای روانی فرزندان، نپذیرفتن تغییرات در نگرش های جوانان و تأکید بر روش ها و اعتقادات سنّتی خود می شود که تمامی این مسائل موجب می گردند فرد نوعی احساس تنهایی و کمبود نماید و در نتیجه، در پی یافتن همدرد و همدل، به هر شخص و هر موادی روی آورد.
غالب تحقیقات نشان می دهند که بیشتر معتادان، والدینشان بی سواد و کم سوادند. «پدرِ 64 درصد معتادان و مادرِ 83 درصد آن ها بی سواد می باشند و علاوه بر آن، 51 درصد معتادان خود بی سواد بوده اند و یا دارای تحصیلات قدیمی و ابتدایی هستند. همچنین 40 درصد همسران ایشان نیز بی سواد بوده اند.»
ح. فقر خانواده: فقر و انحرافات اجتماعی از جمله پدیده هایی هستند که به نظر بسیاری از صاحب نظران با هم مرتبط می باشند. آنان پدیده های مزبور را در دو طبقه خرد و کلان تبیین کرده اند. در سطح خرد، فقر را معلول ویژگی ها و استعدادهای فردی شخص می دانند و عواملی همچون ضعف جسمانی و اختلالات روانی و بی استعدادی را از جمله مواردی می دانند که در رابطه با ایجاد فقر مؤثرند.

اما در سطح کلان، فقر و انحرافات هر یک معلول تلقّی شده، در یک چرخه علّی و معلولی قرار می گیرند. بر اساس این گونه تبیین ها، مشخص می شود که در سطح نهادها، سازمان ها، روابط اجتماعی و خصایص ساختاری جامعه مشکلی وجوددارد و سبب ایجاد یک معضل در جامعه شده است.
تحقیقات و پژوهش ها در عین حال که مؤید وجود رابطه مستقیم بین فقر و انحرافات نیست، اما وجود همبستگی میان آن دو را تأیید می نماید. بر این اساس، فقر به عنوان یکی از مسائل اجتماعی، در وقوع انحرافات و افزایش میزان آن، به ویژه در زمینه جرایم زنان، اعتیاد و سرقت تأثیرگذار است. در رویکرد دینی نیز این همبستگی میان فقر و انحرافات اجتماعی مورد تأیید است; بر این اساس، فقر انگیزش روی آوری به کجروی را افزایش می دهد. همچنان که رفاه طلبی و ثروتمند بودن در گرایش فرد به سوی انحرافات اجتماعی، انگیزه ای بسیار قوی می باشد.
همان گونه که فقر می تواند فرد را به سوی قاچاق مواد مخدر و اعتیاد بکشاند، خود نیز یکی از عواقب اعتیاد می باشد; یعنی رابطه ای دوسویه بین فقر و اعتیاد وجود دارد، به گونه ای که هرگاه فرد فقیر به دلیل مشکلات مالی به اعتیاد روی آورد، اعتیاد باعث فقر هر چه بیشتر او می شود; زیرا از سویی، مصرف مواد مخدر نیازمند به صرف هزینه می باشد و از سوی دیگر، فرد معتاد ضعیف شده است و اراده کار کردن ندارد.
آمارهای موجود تأییدکننده ارتباط بین اعتیاد و فقر می باشند. به عنوان نمونه، بر طبق آماری که در بین سال های 1371ـ1377 انجام گرفت، این نتیجه به دست آمد که بین تغییرات نسبت خانواده های زیر خط فقر نسبی و تعداد دستگیر شدگان مرتبط با مواد مخدر همبستگی بالایی وجود دارد.
ط. ستیزه والدین: خانواده، حریم امن و آرامش است. ستیزه و اختلاف در خانواده از علل مهم گرایش افراد به ناهنجاری ها و اعتیاد است. افراد پرورش یافته در خانواده نابسامان و از هم گسیخته زمینه های بیشتری در گرایش به انحراف و اعتیاد دارند. طبق یافته های تحقیقی 44 درصد بزهکاران جامعه ما در خانواده های لاابالی زندگی می کنند. همچنین در پژوهش دیگری نشان داده شده است که 82 درصد معتادان، ستیزه های خانوادگی را در فرار فرزندان و روی آوردن به اعتیاد مؤثر می دانند.
زمانی که محیط خانواده، محیط مناسبی برای زندگی نباشد، فرد سعی می کند بیشترین وقت خود را در خارج از خانه صرف نماید و این کار، ارتباط افراد را با شکارچیانی که به دنبال شکار می گردند مهیا می سازد. باید توجه داشت که هر قدر ستیزه های خانوادگی بیشتر باشد، احتمال کشش افراد به طرف مصرف مواد مخدّر و دیگر انحرافات اجتماعی بیشتر است.



علل اجتماعی
از آن رو که انسان طبعاً موجودی اجتماعی می باشد و برای زندگی کردن نیاز به حضور در اجتماع دارد، با یکسری علل اجتماعی روبه رو می گردد که برخی از آن ها در گرایش فرد به اعتیاد مؤثرند.
برخی از علل اجتماعی که در گرایش به سوی اعتیاد زمینه ساز و مؤثر می باشند عبارتند از:

الف. دسترسی آسان به مواد مخدر
در دسترس بودن مواد مخدر علتی می باشد که به همراه علل دیگر زمینه گرایش فرد را به اعتیاد ایجاد می نماید، به گونه ای که اگر در فرد زمینه کجروی وجود داشته باشد و مواد مخدّر به آسانی در دسترس او قرار گیرد، از مصرف و توزیع آن دریغ نمی نماید.
دسترسی به مواد مخدر به عوامل گوناگونی بستگی دارد; از جمله: وضعیت جغرافیایی کشور، استان و محله جغرافیایی، نقش قوانین، نحوه اجرا و قاطعیت قوانین، و برنامه ریزی های مسئولان برای مهار مواد مخدّر.

ب. بیکاری و اعتیاد
عامل بیکاری به طور غیرمستقیم به گرایش فرد به سوی اعتیاد می انجامد. بیکاری از سویی، به فقر شخص و از سوی دیگر، سبب ایجاد بیماری های روانی، افسردگی، ضعف اعتماد بنفس، و از بین رفتن امیدواری می شود که در نهایت، به اعتیاد شخص منجر می گردد. فرد به دلیل بیکاری و نداشتن درآمد آبرومند به خرید و فروش مواد مخدر روی می آورد و برای خود شغلی کاذب ایجاد می نماید. یکی از نتایج اشتغال، فقدان فرصت برای ارتکاب جرم است. بیکاری منجر به افزایش اوقات فراغت فرد می شود و چنانچه برای اوقات فراغت افراد برنامه ریزی های منطقی و مناسبی اتخاذ نشده باشد زمینه گرایش به اعتیاد برای آنان مهیا می شود، چرا که در این فرصت فرد با منحرفان و معتادان آشنا می گردد و به آن ها می پیوندد.



پس می توان نتیجه گرفت که بیکاری یک عامل زمینه ای می باشد که می تواند در کنار عوامل دیگر، مانند فقر، موجب روی آوری فرد به سوی اعتیاد گردد.

ج. نابرابری های اقتصادی و اجتماعی
نابرابری های اقتصادی، اجتماعی جنبه های وسیعی دارد، که نابرابری ها در توزیع منابع مادی، نابرابری در قدرت، نابرابری در حیثیت، نابرابری های جنسی و نژادی را شامل می شود.
عامل نابرابری به طور مستقیم منجر به اعتیاد فرد نمی گردد، اما می تواند زمینه ساز فقر و مشکلات عاطفی گردد. از این رو، به طور غیرمستقیم عاملی در گرایش افراد به اعتیاد مواد مخدر محسوب می شود.
اختلاف طبقاتی در هر جامعه، به بی ایمانی بیشترین افراد آن جامعه نسبت به شرایط اقتصادی موجود منتهی می شود. همین بی ایمانی نسبت به شناخت اجتماعی در گرایش به اعتیاد تأثیر بسزایی دارد.
مطالعات اجتماعی نشان می دهند در کشورهایی که توزیع ثروت به صورت عادلانه صورت نمی گیرد، هر روز فقرا فقیرتر و اغنیا ثروتمندتر می شوند، فاصله طبقاتی فزونی می یابد و به علت عدم آموزش های اجتماعی و ضعف فرهنگی و فقدان احساس همبستگی ناشی از مادی گرایی و فردگرایی ـ که از ویژگی های جوامع در حال توسعه است ـ افراد قادر به هدایت درست ستیز علیه این بی عدالتی اجتماعی نیستند. در نتیجه، ارزش های اجتماعی فاقد اعتماد می شوند، نظارت اجتماعی سست می گردد و بزهکاری و تبهکاری عمومیت پیدا می کنند. 37

د. نقش محیط جغرافیایی و محل سکونت
نقش محیط جغرافیایی شهر، از جمله شهرهای مرزی که امکان انتقال مواد مخدر به راحتی صورت می گیرد، و نیز محل سکونت در گرایش افراد به اعتیاد نقش بسزایی دارد.
در مورد محل سکونت، این مسئله اهمیت دارد که غالب افراد معتاد در مناطق حاشیه ای و مناطق قدیمی که دارای کوچه های پر پیچ و خم و خانه های مخروبه می باشد، زندگی می کنند. واقعیت این است که محیط های آلوده می توانند زمینه مساعد شکوفایی استعدادهای موجود در افراد برای ارتکاب به جرم و اعتیاد را ایجاد نمایند. در این گونه مناطق که اغلب مناطق فقیرنشین می باشند، امکانات رفاهی و مراکزی مانند سینما، پارک و امکانات رفاهی کمتر وجود دارند و جوانان برای گذران اوقات فراغت خود به اجبار به طرف اعتیاد کشانده می شوند. از سوی دیگر، غالباً این گونه مکان ها از طرف نیروی انتظامی کمتر نظارت می شوند. همچنین اغلب روستاییان و مهاجران خارجی در محله های قدیمی، شلوغ و مخروبه ها که از مراکز شهرها به دور هستند اسکان می یابند و به دلیل آنکه این افراد، اغلب شغلی ندارند و در بین مردم شناخته شده نیستند، خیلی راحت و بهتر می توانند به توزیع مواد مخدّر و در نهایت، مصرف آن روی آورند.

هـ. نقش دوستان ناباب
عضویت در گروه همسالان برای نخستین بار کودکان را در فرایندی قرار می دهد که بیشترین میزان جامعه پذیری به صورتی ناخودآگاه و بدون هرگونه طرح سنجیده ای در آن انجام می پذیرد. گروه همسالان برخلاف خانواده و مدرسه، کاملا حول محور منافع و علایق اعضا قرار دارد. اعضای این گروه می توانند به جستوجوی روابط و موضوع هایی بپردازند که در خانواده و مدرسه با تحریم مواجه است .
تقریباً در 60 درصد موارد، اولین مصرف مواد به دنبال تعارف دوستان رخ می دهد.
ارتباط و دوستی با همسالان مبتلابه سوء مصرف مواد، عامل مستعدکننده قوی برای ابتلای نوجوانان و جوانان به اعتیاد است. مصرف کنندگان مواد برای گرفتن تأیید رفتار خود از دوستان سعی می کنند آنان را وادار به همراهی با خود نمایند. نظریه همنشینی افتراقی مؤید این دلیل می باشد. در این نظریه، کجروی و انحراف اجتماعی ناشی از آن است که فرد رفتار نابهنجاری را در خلال فرایند جامعه پذیری و یادگیری فراگرفته و آن را از طریق همانندسازی یا درونی کردن ارزش ها، در درون خود جایگزین کرده است و به صورت رفتار بروز می دهد. در این تحلیل، خانواده، دوستان و گروه همسالان بیشترین نقش را برعهده دارند.
گروه همسالان، بخصوص در شروع مصرف سیگار، بسیار مؤثرتر است. بعضی از دوستی ها صرفاً حول محور مصرف مواد شکل می گیرد.
در پایان می توان به عواملی چند در گرایش به اعتیاد اشاره کرد که به دلیل ضیق مجال توضیح آن ها امکان پذیر نمی باشد:
ـ نقش توسعه صنعتی و مهاجرت و حاشیه نشینی;
ـ نقش ضعف اجرای قوانین و مقررات;
ـ نقش بی سوادی و عدم آگاهی فرد;
ـ نقش زندان و عدم تأثیر آن;
ـ نقش وسایل ارتباط جمعی.

عکس بهزاد محمودزاده
در پاسخ به: علل گرایش به اعتیاد ؟
از بهزاد محمودزاده در Saturday، 9 November 2013، 7:52 PM
 

 اعتیاد را به عادت كردن، خو گرفتن، و خود را وقف عادتی نكوهیده كردن معنا كرده اند; به عبارت دیگر تسلیم به ماده مخدّر كه از نظر جسمی و یا اجتماعی زیان آور شمرده می شود، اعتیاد نام دارد.
در سال ۱۹۵۰ سازمان ملل متحد تعریف زیر را برای اعتیاد به مواد مخدر ارائه كرد: «اعتیاد به مواد مخدّر عبارت است از مسمومیت تدریجی یا حادی كه به علت استعمال مداوم یك دارو اعم از طبیعی یا تركیبی ایجاد می شود و به حال شخص و اجتماع زیان آور است.»۱
اگر نیم نگاهی به پیامدها و عوارض اعتیاد به مواد مخدّر بیندازیم خواهیم دید كه پیامدهای اعتیاد جامعه، فرد و خانواده را از نظر اقتصادی، اجتماعی، روانی و جسمی در برمی گیرد. از مهم ترین عوارض جسمی اعتیاد به مواد مخدّر می توان به ناراحتی های عصبی، بی اشتهایی، اضطراب، ریزش مكرّر آب از بینی و چشم، ناراحتی عضلانی و فشار شدید در ستون فقرات، لاغر شدن و مانند آن اشاره كرد.
در گستره اقتصادی برخی پیامدهای ناشی از اعتیاد به مواد مخدّر عبارتند از: بیكاری، ضعف مالی در ازای خرید و مصرف مواد، لطمه به اقتصاد و جامعه و خانواده.
اما عوارض روانی و شخصیتی ناشی از اعتیاد به مواد مخدر فراوانند; از جمله: ضعف اراده، بی توجهی به مسئولیت های فردی، ضعف شخصیت، ضعف عاطفه، عصبی بودن، به هم خوردن تعادل روانی، شخصیت نامتعادل و متزلزل، و ضعف اعتماد به نفس. همچنین در زمینه اجتماعی می توان به عوارضی مانند بی توجهی به مقرّرات جامعه، ضعف نیروی كار جامعه، بی نظمی و بی اعتمادی در جامعه، ضعف بنیاد خانواده، افزایش انحرافاتی مانند: دزدی، فحشا و تكدی گری اشاره كرد.
مهم ترین هدف و محور اصلی مباحث مقاله حاضر علل گرایش به اعتیاد می باشد، كه می توان در سه حیطه فردی، اجتماعی و خانوادگی به آن ها پرداخت.
مشكلات روانی، كنجكاوی، ضعف اراده، فرار از زندگی تكراری، انگیزه های درمانی، و شخصیت نابهنجار فرد مهم ترین علل فردی گرایش به اعتیاد می باشند.
در قسمت علل خانوادگی می توان به كمبود محبت در خانواده، تبعیض بین فرزندان، آزادی بی حد، محدود كردن بی حد فرزندان، رفاه بی حد اقتصادی در خانواده، فقر، و نابسامانی های خانواده اشاره كرد. همچنین برخی از علل اجتماعی گرایش به اعتیاد عبارتند از: در دسترس بودن مواد مخدّر، بیكاری، نابرابری های اقتصادی و اجتماعی، محیط جغرافیایی و محله زندگی نامناسب، ضعف قوانین و ضعف اجرای آن، دوست ناباب، و ضعف دینداری در جامعه.
از آن رو كه دامنه علل گرایش به اعتیاد و دامنه و گستردگی عوارض ناشی از آن بسیار وسیع و فراگیر می باشد، پیشگیری، شناسایی و از بین بردن علل گرایش به اعتیاد ضروری است; زیرا همان گونه كه گذشت، پیامدهای ناشی از اعتیاد بسیار خانمانسوز و بنیان شكن هستند و درمان پس از اعتیاد نسبت به پیشگیری كاری به صرفه نخواهد بود. البته این بدان معنا نیست كه افراد معتاد را درمان نكنیم، بلكه بدان معناست كه پیش از ایجاد اعتیاد در فرد، زمینه های گرایش به آن شناسایی شوند و با استفاده از مطالعات كارشناسانه در ابعاد و تخصص های گوناگون، در از بین بردن زمینه ها تلاش نماییم. اگر به بُعد اقتصادی توجه كنیم خواهیم دید كه هزینه پیشگیری از درمان كمتر خواهد بود; چرا كه برای تهیه مواد مخدّر ارز هنگفتی از كشور خارج می شود. همچنین برای كشف و مبارزه با آن و نیز مداوای معتادان هزینه های بالایی صرف می گردد. مقاله حاضر با توجه به اهمیت و مفید بودن پیشگیری نسبت به درمان، به بررسی علل گرایش به اعتیاد در سه بُعد فردی، اجتماعی و خانوادگی می پردازد، سپس متناسب با هر كدام راهكارهایی ارائه می دهد.

عکس محمد سعادت مهر
در پاسخ به: علل گرایش به اعتیاد ؟
از محمد سعادت مهر در Saturday، 9 November 2013، 7:52 PM
 

علل و انگیزه های گرایش به اعتیاد
۱- جستجوی پناهگاه : انسان کنونی با از دست دادن ارزش های معنوی دچار اضطراب و پریشانی گردیده است و بدنبال یافتن پناهگاه و مایه آرامشی می باشد از این رو زمانی که اوضاع را بر وفق مراد خود نمی بیند به سراب ها دل می بندد.

۲- دوستان ناسالم : تنگناهای زندگی وبیشتر سهل انگار یها و بی دقتی ها در انتخاب دوستان موجب می گردد که افرادی به حریم خانواده ها و منازل راه یابند که هیچ نوع شایستگی دوستی و آشنایی در آنها وجود ندارد اینان همان افرادی هستند که معاشران خود را به راه های انحراف اعتیاد و آلودگی ها سوق می دهند .

۳- کام جویی در عالم خیال : مواد مخدر ، انسان ها در عالم خیال سیر می دهد و آنها را از واقعیت های زندگی دور نگه می دارد از این رو کامیابی خیالی و تسکین خاطر موقتی برای کسانی که در صحنه های واقعی زندگی موفقیتی به دست نیاورده اند عاملی جهت روی آوردن به این گونه مواد به شمار می آید:
۴- بیکاری و اشتغال کاذب
۵- سابقه اعتیاد در خانواده
۶- کنجکاوی و حساسیت دوران بلوغ
۷- محرومیت در خانه وخانواده
۸- آزادی بیش از حد
۹- فقدان ایمان ودرک فضائل انسانی
۱۰- محیط مساعد
۱۱- خانواده از هم پاشیده و متزلزل

بدین ترتیب، عواملی که موجب اعتیاد می گردند عبارتند از :
۱- کمبود اعتماد به نفس : مانند فردی که در مقابل درخواست دوستانش برای کشیدن حشیش جرات مخالفت ندارد

۲- ناراحتی روانی : کسی که ناراحتی اعصاب دارد وبرای کاهش افسردگی خود مواد مصرف میکند

۳- درد یا بیماری جسمی مزمن : مانند فردی که دچار پا درد است یا کودکی که گوش درد دارد و به جای درمان توسط پزشک خود فرد یا خانواده او به اشتباه از تریاک استفاده می کنند

عواملی که مربوط به شرایط فرد ومحیط خارجی است :
۱-
 عوامل مخاطره امیز فردی
الف : دوره نوجوانی : مخاطره آمیزترین دوران زندگی از نظر شروع به مصرف مواد مخدر دوره نوجوانی- دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی و کسب هویت فردی و اجتماعی- به شمار میآید.

ب : صفات شخصیتی : عوامل مختلف شخصیتی با مصرف مواد ارتباط دارند وبرخی از صفات پیش بینی کننده احتمال اعتیاد هستند از جمله عدم پذیرش ارزش های نسبی و رایج، مقاومت در مقابل منابع قدرت، نیاز شدید به استقلال، صفات ضد اجتماعی، پرخاشگری شدید، احساس فقدان کنترل بر زندگی خود، اعتماد به نفس پایین، فقدان مهارت های اجتماعی و انضباطی .

ج: اختلالات روانی : در ۷۰ درصد موارد اعتیاد با اختلالات دیگر روانپزشکی نیز همراه است .

د – نگرش مثبت به مواد مخدر : افرادی که نگرشی مثبت یا خنثی به مواد مخدر دارند بیش از کسانی که دیدگاهشان منفی است در خطر اعتیاد قرار دارند مانند کسانی که از این مواد جهت کسب بزرگی، رفع دردهای جسمی و خستگی و کسب آرامش روانی استفاده می کنند .

۲- عوامل مخاطره آمیز محیطی :
الف – خانواده : خانواده اولین مکان رشد شخصیت ، تشکیل باورها و کسب الگوهای رفتاری برای فرد است از این رو، ناآگاهی والدین، ارتباط ضعیف والدین با فرزندان، فقدان انضباط در خانواده، خانواده متشنج یا آشفته و از هم گسیخته از نقش بسزایی در گرایش به مواد مخدر برخوردارند.

ب – دوستان : در ۶۰ درصد موارد اولین مصرف مواد به دنبال تعارف دوستان رخ می دهد چنانکه که ارتباط ودوستی با همسالان مبتلا به سوء مصرف مواد عامل مستعد کننده مهمی برای ابتلای نوجوانان به اعتیاد به شمار می آید و مصرف کنندگان این مواد برای گرفتن تائیدی جهت رفتار خود از دوستان سعی می کنند آنان را نیز به این عمل وادار نمایند .

۳- عوامل مخاطره آمیز اجتماعی
الف – فقدان قوانین و مقررات جدی بر ضد خرید و فروش حمل و مصرف مواد مخدر موجب وفور و ارزانی آن می شود .

ب – مصرف مواد به عنوان یک هنجار اجتماعی : در جوامعی که مصرف مواد نه تنها ضد ارزش تلقی نم یشود بلکه جزئی از آداب و سنن جامعه و یا نشان تمدن و تشخص و وسیله احترام و پذیرایی است به فراگیر شدن آن خواهد انجامید .

ج – کمبود امکانات فرهنگی ، ورزشی ،تفریحی : کمبود امکانات لازم برای ارضای نیازهای طبیعی ، روانی و اجتماعی نوجوانان و جوانان از قبیل کنجکاوی، تنوع طلبی، هیجان ، ماجرا جویی و … به گسترش استعمال این مواد کمک خواهد کرد .

د- عدم دسترسی به سیتسم های خدماتی ، حمایتی ، مشاوره ای و درمانی :
فقدان امکانات لازم و عدم دسترسی به خدماتی که در چنین مواقعی بتوان فرد را از نظر روانی مالی ، شغلی ، بهداشتی و اجتماعی حمایت نمود به افزایش گستره این مواد منجر خواهد شد .

هـ -توسعه صنعتی جامعه ، فقدان مهارت کافی ، کمبود فرصت های شغلی و محرومیت اقتصادی : توسعه صنعتی ، جوامع را به سمت شهری شدن و مهاجرت از روستاها به شهرها سوق می دهد .
مهاجرت باعث می شود تا فرد با موانع جدیدی برخورد نماید و در صورت ناکامی و ناآگاهی به مصرف این گونه مواد روی آورد .

عکس محمد سعادت مهر
در پاسخ به: علل گرایش به اعتیاد ؟
از محمد سعادت مهر در Saturday، 9 November 2013، 8:29 PM
 

براساس نتایج یک پژوهش، کاهش دردهای جسمانی ۴۷ درصد، کسب لذت ۲۰ درصد، کنجکاوی ۲۴ درصد و کمبودهای عاطفی ۹ درصد به عنوان عوامل فردی گرایش به مواد مخدر در بین زنان است.

** فقدان شناخت 
پایین بودن سطح شناخت زنان نسبت به مشخصات مواد مخدر و پیامدهای ناگوار مصرف آن، از جمله عوامل دیگر علل گرایش این قشر به اعتیاد است. 
بسیاری از افراد به دلیل اطلاعات ناکافی از عواقب مصرف مواد و زودباوری، ارضای حس کنجکاوی، به استعمال مواد مخدر روی می آورند بطوریکه این مساله در بین جوانان، بویژه جوانان باهوش، حادتر است. 
چنانچه فرد در اولین مرتبه مصرف مواد مخدر، احساس خوشایندی داشته باشد، سعی می کند که در روزهای بعد، از هر طریق ممکن، مقدار دیگری از آن را مصرف کند، لذا به تدریج معتاد می‎شود.

**ضعف اراده 
بین اعتیاد با زمینه های شخصیتی افراد همبستگی وجود دارد، هر چقدر افراد از عزم و اراده قوی برخوردار باشند، به همان نسبت در برابر رفتار انحرافی دیگران (بستگان، دوستان، آشنایان و غیره ) مقاومت کرده و از ارتکاب آن دوری می کنند. 
در حالی که افراد سست رای، سریع تحت تاثیر افراد معتاد قرار گرفته و ارزش ها، هنجارها و اسلوب رفتاری آنان را می پذیرند،در مجموع به نظر می رسد افرادی با روحیات ضعیف، زودباور، کم طاقت در برابر مشکلات، سرخورده، فاقد اعتماد به نفس، هیجانی و غیره بیشتر در معرض خطر ابتلا قرار دارند.

** پایین بودن سطح تحمل 
بسیاری از زنان معتاد تنها به دنبال لذت های آنی و زودگذر بوده اند، نتایج تحقیق بر روی ۱۳۲ معتاد نشان می دهد که شایع ترین علل اعتیاد از دیدگاه آنان به ترتیب وجود ناراحتی های روحی، تفریح و خوش گذرانی بوده است.

** احساس تنهایی 
یکی از عوامل عمده ارتکاب رفتارهای انحرافی زنان به اعتیاد، احساس تنهایی است، آنان سعی می کنند برای فراموشی شکست و ناکامی خود در عشق و رهایی از غم ها و غصه ها، به مواد تخدیر کننده روی آورند و بدون در نظر گرفتن عواقب منفی و ناگوار آن، لذت‎های آنی را جایگزین آن کنند.

** دردهای جسمی 
برخی زنان، برای تسکین دردهای جسمی، از مواد مخدر و مشتقات آن استفاده می کنند، این تسکین موقتی برای فرد مصرف کننده، به منزله پاداش تلقی می شود، لذا استعمال مواد را ادامه داده و در نتیجه معتاد می‎شوند. 
تحقیقات بر روی دو هزار و ۱۰۵ معتاد نشان می دهد که ۳۱۲ نفر از آنها به علت بیماری جسمی، معتاد شده اند. 
به باور کارشناسان، اعتیاد زنان به مواد مخدر، نیاز به بررسی اساسی دارد و این معضل بزرگ که نابسامانی خانواده را به دنبال دارد، باید ریشه کن و یا کنترل شود.

عکس آم‍ن‍ه‌ بي ب‍اک‌
در پاسخ به: علل گرایش به اعتیاد ؟
از آم‍ن‍ه‌ بي ب‍اک‌ در Thursday، 21 November 2013، 7:54 PM
 
گرايش به مواد مخدر امروزه به صورت يك مشكل جدي در سطح جهاني مطرح مي باشد. در مورد سبب شناسي گرايش به مصرف مواد مخدر و اعتياد به آنها، فرضيه هاي مختلفي بيان شده است، اما هيچ يك از اين نظريه ها به تنهايي
نمي توانند علت مصرف مواد مخدر در يك فرد را تشريح كنند. در اغلب موارد مجموعه اي از عوامل در ايجاد مشكل نقش دارند ليكن در هر شرايط فرهنگي و اجتماعي خاص و در هر فرد برخي از عوامل نقش بارزتري را در مورد سبب شناسي سوء مصرف ايفا مي كنند. مهمترين اين عوامل به طور خلاصه عبارتند از:

الف ) عوامل فردي :
1) عوامل زيست شناسي: سيستم عصبي، ژنتيك، تأثير مواد بر سيستم هاي بدن
2) صفات شخصيتي: اعتماد به نفس پايين، احساس عدم كنترل روي زندگي خود، عدم پذيرش ارزشهاي سنتي و رايج، مقاومت در برابر مظاهر قدرت، نياز شديد به استقلال، صفات شخصيتي ضداجتماعي، پرخاشگري شديد، فقدان مهارتهاي اجتماعي و تطابقي
3) اختلالات روانپزشكي: اختلال افسردگي، اختلال و وسواسي، اختلال هواس، ترس مرضي، اختلال شخصيت ضد اجتماعي
4) نگرش و ارزشها: نگرش مثبت به موادمخدر و باورهاي غلط، فقدان ارزشهاي مذهبي، اولويت دادن به ارزشهاي شخصي، عدم احساس مسئوليت فردي و كنترل خود
5) موقعيت مخاطره آميز فردي: مورد آزار يا غفلت قرارگرفتن در دوران كودكي و نوجواني، بي خانماني يا فرار از خانه، اخراج از مدرسه، تك سرپرستي

ب ) عوامل محيطي :
1) خانواده: نگرش مثبت يا گرايش به مصرف موادمخدر در خانواده، از
هم گسيختگي خانواده، ناسازگاريها و اختلالات خانوادگي، كمبودهاي عاطفي،
بيسوادي و ناآگاهي والدين نسبت به مسائل اجتماعي، عدم كنترل فرزندان و روشهاي نامناسب تربيتي، فقر خانواده
2) دوستان: گرايش و فشار دوستان به مصرف موادمخدر، نياز به عضويت در گروه
3) مدرسه: شيوه هاي نامناسب آموزشي، بي توجهي به نيازهاي دانش آموزان، فقدان مقررات جدي منع مصرف، عدم حمايت و طرد

ج ) عوامل اجتماعي :
1) بازار مواد: قيمت مواد مخدر، فراواني مواد
2) نارسايي قوانين منع توليد، مصرف، خريد و فروش مواد و عدم اجراي قوانين .
3) كمبود فعاليت هاي جايگزين و كمبود فرهنگ استفاده از مراكز فرهنگي و هنري
4) كمبود امكانات حمايتي، مشاوره اي و درماني و عدم حمايت اجتماعي از افراد درمان شده
5) توسعه صنعتي، محروميت اقتصادي و اجتماعي
6) فقر
7) زندگي در محلات آلوده
8) فقدان مهارتهاي ارتباطي در جامعه
9) نداشتن سيستم آموزشي مناسب و كمبود آگاهي در خصوص مهارتهاي آموزشي و پرورش
10) بيكاري و شرایط سخت کاری
11) در دسترس بودن مواد مخدر
12) سودآوري بالاي قاچاق
13) مهاجرت (بين شهري، داخل استاني) و تنوع قومي و وجود مليت افغاني
14) نداشتن الگوي مناسب اجتماعي و عدم وجود فضاي مناسب براي رشد فرهنگي
15) عدم تطبيق فرد با محيط كار
16) ضعف اجراي قوانين
17) نگرش مثبت به اعتياد
18) باورهاي غلط در مورد مواد مخدر
19) موقعيت خاص جغرافيايي استان
20) نبودن اتفاق نظر مراجع تقليد در مورد مواد و عدم وجود قبح مصرف مواد
21) غناي اقتصادي
22) توريست پذيري و خصيصه گردشگري
23) برخورد ناصحيح با گروههاي آسيب پذير و در معرض خطر
24) توسعه ناهماهنگ شهري با فرهنگ صحيح اجتماعي
و از همه مهمتر عوامل خانوادگي تاثیر گذار بر گرایش به مصرف مواد مخدر بشرح زیر :
1) از هم گسيختگي خانواده
2) بعد بالاي خانوار (خانواده پرجمعيت)
3) تنش ها و مشاجرات خانوادگي
4) بي سرپرستي و تك سرپرستي
5) وجود فرد معتاد در خانواده
6) معاشرت هاي ناسالم
7) بيسوادي و كم سوادي والدين
8) نداشتن فرهنگ مشاور در خانواده
9) نداشتن آموزش هاي خانواده در جهت روابط زناشويي
10) فقدان مهارتهاي ارتباطي در خانواده
11) روابط ناسالم بين اعضاي خانواده
12) نداشتن آموزش هاي لازم در خصوص روش هاي صحيح تربيتي
13) نداشتن آگاهي والدين از عوارض مصرف مواد مخدر
14) عدم كنترل صحيح فرزندان
15) عدم آگاهي نسبت به نيازهاي خانواده
16) فقدان سيستم ارزشي صحيح در خانواده
17) نداشتن فرهنگ صحيح اجتماعي
18) نداشتن ارتباط صحيح والدين با فرزندان
19) سوء استفاده از فرزندان جهت خريد مواد مخدر
20) استرس ) شكست در مراحل مختلف زندگي (ازدواج، مالي، تحصيلي، عشق)، دوري از خانواده، از دست دادن نزديكان، جنگ، ازدواج اجباري، سربازي، حوادث
غير مترقبه)
21) اختلالات رواني (افسردگي، بيماريهاي اضطرابي، شخصيت ضد اجتماعي)

ويژگيهاي فردي :
بررسیهای بعمل آمده بیانگر این است که شیوع به مصرف مواد مخدر در افراد مذکر بیشتر از افراد مونث است، همچنین تجرد، بیکاری، ویژگیهای خاص شخصیتی (عدم اعتماد به نفس، كنجكاوي، روحيه لذت طلبي) و نداشتن مهارتهای اجتماعی
و فردی در زندگی، پائین بودن سطح سواد و تحصیلات، عدم اطلاعات از مضرات مواد و کمرنگی اعتقادات مذهبی و بیماریهای جسمی از جمله مهمترین عوامل ابتلا به مصرف مواد مخدر میباشد.
همچنین کمبودها و نواقص ذیل الاشاره به عنوان سدی در مسیر بر طرف نمودن معضل اعتیاد موجود مبباشد :
1) كمبود مراكز مشاوره
2) كمبود افراد متخصص در زمينه اعتياد
3) كمبود مراكز تفريحي، فرهنگي و ورزشي
4) كمبود مراكز پژوهشي مرتبط با اعتياد
5) بالا بودن هزينه استفاده از مراكز فرهنگي
6) كمبود مراكز اشتغال زايي
7) كمبود مراكز درماني معتادين
8) عدم وجود تخت جهت درمان معتادين (بستري)
9) پايين بودن كيفيت برنامه هاي صدا و سيما
10) عدم وجود سازمان مسئول در خصوص مبارزه فرهنگي با اعتياد
11) نداشتن سيستم ارزشيابي صحيح كليه فعاليتهاي ضد اعتياد
12) عدم وجود آموزش مناسب در خصوص اعتياد در جامعه
13) كمبود برنامه هاي فرهنگي و عدم كارآيي آموزش ها در زمينه فرهنگ ديني



عوامل و علل گرایش به اعتیاد
یکی از محققان، عوامل و علل گرایش به اعتیاد را در یک طبقه بندی مختصر به شرح ذیل ارائه داده است:
▪ عوامل دارویی: گاهی مواد مخدّر، مخصوصا ترکیبات تریاک برای تسکین درد بوسیله پزشک یا افراد دیگر تجویز می شود و همین تسکین موقت، فرد را به تکرار مصرف و در نتیجه اعتیاد می کشاند.
▪ عوامل روانی: اضطراب، احساس تنهایی، گرایش به افسردگی، فقر در روابط عاطفی و احساس بی کفایتی از ویژگی های عمده ی روانی معتادان است.
▪ عوامل خانوادگی: خانواده های آشفته، خانواده هایی که دارای مشکلات ارتباطی هستند و یا اعتیاد در بین اعضای خانواده رایج است، مشکلات زناشویی و اختلافات خانوادگی، از جمله عوامل سوق دهنده ی افراد به سمت اعتیاد به شمار می روند.
▪ عوامل اجتماعی: فقر، بیکاری، وجود دوستان ناباب، عرضه ی زیاد و سهولت دسترسی مواد، از جمله مهمترین عوامل اجتماعی اعتیاد هستند.
▪ عوامل فرهنگی: تحول ارزش ها، فاصله و شکاف فرهنگی بین نسل ها، سست شدن اعتقادات دینی و باورهای مذهبی و سنتی، گسترش احساس یأس و ناامیدی از جمله مهمترین عوامل فرهنگی زمینه ساز اعتیاد هستند.
▪ عوامل سیاسی: تاریخ بیانگر آن است که همواره استعمارگران برای تداوم تسلط استعماری خود، از توسعه ی اعتیاد برای گسترش و تداوم نفوذ خود استفاده کرده اند